الشيخ المنتظري

122

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

سران خائن آنها مغزشان مغز شيطانى است و شيطان بزرگ مغزشان را مسخّر كرده ، تمام حركات و سكنات و كنفرانس هايشان و جنگ و ستيزهايشان و مصاحبه هايشان همه اش بر طبق مصالح آمريكاست . « فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ » ( پس شيطان آنان را بر مركب لغزش سوار كرده است . ) لغزش را شيطان به وسيله اين افراد انجام مىدهد ، ديگر خوديتى از خود ندارند ، اينها مرتكب لغزش و خلاف مى شوند اما در حقيقت شيطان مرتكب شده است ، شيطان با اينها يكى شده ، در حقيقت اينها هم شيطان شده اند و مجسمه شيطان هستند . اين تشبيهات و كناياتى كه حضرت دارد خيلى براى كسانى كه اهل فن و سخن هستند جالب است . اين كه سيّد رضىّ ( رحمه الله ) در بين كلمات حضرت على ( عليه السلام ) قسمت هايى را انتخاب كرده و اسمش را نهج البلاغة گذاشته يعنى روش بلاغت ، براى اين است كه ايشان اهل فن بوده و تشخيص مى داده مزايا و لطايفى را كه در سخنان حضرت على ( عليه السلام ) هست . « وَزَيَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ » ( و شيطان براى آنان خطاهاى بزرگ را زينت داده است . ) « خطل » لغزش و گناه بزرگ را مى گويند ، و « خطاء » به مطلق لغزش و گناه گفته مىشود . « فِعْلَ مَنْ قَدْ شَرَّكَهُ الشَّيْطَانُ فِى سُلْطَانِهِ » ( آنان كار آن كسى را كه شيطان او را در سلطنت و قدرتش شريك كرده است انجام مى دهند . ) « فِعْلَ » اصطلاحاً مفعول مطلق نوعى براى « اتّخذوا » در اوّل خطبه است ، گاهى اوقات مفعول مطلق از غير فعل خودش مى آيد اما در حقيقت به معناى همان فعل است ، « اتَّخَذُوا » يعنى « فَعَلُوا » . اينها حسابشان با شيطان جدا نيست ، مثل اين كه